کتابخونی
رمان "تمام آنچه هرگز به تو نگفته بودم" رو هم تو اپلیکیشن "فیدیبو" که کتاب ها رو به صورت الکترنیکی داره دارم می خونم و اونم به آدم به شکل غیر مستقیم چیزای زیادی یاد میده. حال "لیدیا" رو درک میکنم وفتی از خودش میگذشت تا همه رو راضی نگه داره.
آدم داستان که می خونه انگار که اون اتفاقا واسه خودش افتاده. انگار همزمان با زندگی خودش داره تو یه دنیای دیگه با اتفاقای دیگه زندگی می کنه که گاهی اتفاقا با زندگی خودش همزمانی داره.
دلم می خواد خیلی بیشتر کتاب بخونم. بخونم و یاد بگیرم. مخصوصا راجع به "زن".
می دونم وبلاگم مثل قدیما نیست. نمی دونم! نوشتنم نمیاد.
جان را از او خالی مکن...