دیشب سرم خیلی درد میکرد در حدی که می خواستم قرص بخورم; اون قدر که با خودم فکر می کردم نمی تونم حتی ظرقا رو بشورم چه برسه به اینکه بخوام شام درست کنم . تو از چشمای من فهمیدی که حال ندارم و جوری به من حال دادی که نه تنها سرم خوب شد که پا شدم تمام ظرفا رو شستم و غذامون رو نه به شکل معمولی که تو فر درست کردم. اتفاق دیشب من رو یاد این متن انداخت :

مهم نیست چه چیز به یک زن بدهی

هرچه بدهی آنرا بهتر میسازد .

نطفه ای به او بده 

فرزندی به تو خواهد بخشید .

خانه ای به او بده 

از او کاشانه ای خواهد ساخت. 

لبخندی به او بده 

قلبش را به تو خواهد بخشید  

زن آنچه را به او بدهند 

تکثیر می کند و پژواک می بخشد.... 

 

نوشته شده توسط نگار خوشحال,  ممنون و عاشق :)